پگاه حوزه
(١)
جهان پسايهوديسم - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
آسيبشناسى اجتماعى در محيطهاى دانشجويى -
٢ ص
(٣)
گفت و گو با نامرئىترين مرد بغداد - صبوری ضیاء الدین
٣ ص
(٤)
نظام سلطه و ابعاد سلطهگرى - شیرودی مرتضی
٤ ص
(٥)
آينده باورها و اعتقادات دينى در پروسه جهانی شدن - شیرخانی علی
٥ ص
(٦)
دولت اخلاقى و انديشههاى مدرن - زهيرى عليرضا
٦ ص
(٧)
مبانى حكومت مردمسالار دينى - قدردان قراملکى محمدحسن
٧ ص
(٨)
گونهشناسى جنبشهاى اسلامى معاصر - مرادى مجيد
٨ ص
(٩)
بازنگرى برنامههاى سيما در ماه مبارك رمضان
٩ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩
بازنگرى برنامههاى سيما در ماه مبارك رمضان
نمايشها و داستانهاى پى در پى و دنباله دارى كه در شبهاى ماه مبارك رمضان پخش شدند، به پرمخاطبترين برنامههاى ماه مبارك رمضان تبديل گشتند. از همين رو تحليل و گفت و گو پيرامون آنها آموزنده و مؤثر و مفيد و حتى ضرورى است; زيرا در صورت ظهور سخنان مستدل و نيرومند و درست و تاثير آنها بر برنامهسازى ماه رمضان، مىتوان ادعا كرد ما بر يك فرايند عمومى فرهنگ اثر نهادهايم و از ابتذال جلوگيرى كرده يا فرهنگ را بهبود بخشيدهايم. به هر حال براى يافتن پاسخ، يعنى درستى و شفافيتيا كدورت و اعوجاج برنامهها، آنها را يكايك بررسى كنيم:
نسيم رؤيا
كاظم بلوچى، براى شبكه اول مجموعه نيسم رؤياها را تدارك ديد. اولين پرسش درباره اين مجموعه آن است كه تناسب اين نمايش با ماه مبارك رمضان چيست؟ در گام اول مشخص است كه سريال تناسب مستقيم با ماه رمضان ندارد; يعنى داستان و كشمكش و فضا و روايت و شخصيتها و... هيچ يك به صورت مستقيم داراى ويژگى رمضانى و يا در ارتباط بى واسطه و معنا دار با وجوه گوناگون اين ماه و آداب و آيين و آموزههاى همبسته با آن به صورت سر راست نيستند.
تنها به صورت بسيار حاشيهاى و البته بدون هيچ تاثير در ماجرا و كنشها، گاه اشاره مىشود كه براى سحر غذا درست مىكنند و زمان داستان، ماه رمضان است و اين كمترين و دورترين و سطحىترين ارتباط با ماه رمضان است. پس سريال در هر ماهى و روزى مىتوانست رخ دهد و با حذف يكى دو جمله، مشكل ماه رمضان هم حل و فصل مىشد.
سپس ما كنجكاو مىشويم كه ربط و خط درونى مجموعه با ماه رمضان چيست؟ تفسير باطنى آداب ماه رمضان به وسيله عالمان تاويل گر و مجتهدان اهل معرفت، به وفور در دست است. پس ما به جستجو بر مىآييم تا نكند سريال در اعماق خود با مفاهيم رمزى آداب رمضان ارتباط دارد: اينكه روزه ظاهر با روزه باطن چه نسبتى دارد و در عالم هستى، زندگى دنيايى و اجتماعى و چالشهاى فردى و روحى، شب قدر حاوى چه مفاهيمى است و غيره و غيره، اما از اين بابت هم تناسب روشنى موجود نيست.
سپس مىانديشيم، به هر حال يكى از فوايد و اهداف روزه ماه مبارك رمضان، تحول اخلاقى، خويشتندارى و بهبود روحى است; يعنى همان تحولى كه در همه عمر، خداوند از انسان خواسته است و خاص ماه رمضان نيست، اما ماه رمضان، ماه ممارست ويژه و تمرين خاص دستيابى به فضائل روحى و ايمانى و در واقع تقرب به ساحت قدسى الهى است.
از اين منظر، مىتوان ارتباطى بين نسيم رؤيا و ماه رمضان يافت. ارتباطى در كلىترين شكل ممكن.
داستان نسيم رؤياها، داستان چند خواهر و برادر با شخصيتهاى متفاوت است كه در خانهاى گرد آمدهاند و نقشه پدر براى گرد آوردن آنها و رفتن به سفر، قرار دادنشان در شرايط يك سير و سلوك است. برادرها شخصيتهاى بسيار متمايز و حتى متضاد دارند; همانطور كه شخصيتخواهرها اينگونه است.
شخصيت فرصتطلب داماد، شخصيت لاتمآب يكى از برادران كه در انتها تحول مىيابد، رو كردن قطب شر داستان، يعنى مردى كه در جوانى رقيب عشقى پدر خانواده و عاشق مادر خانواده بود و حال كمر به نابود كردن خانواده بسته و نقش ابليس را ايفا مىكند، همه و همه نشان مىدهد مهمترين دغدغه بلوچى ايجاد كشمكش و بالاخره گره گشايى نهايى با پيروزى خير بوده است. ظاهرا وجود مبانى ابتدايى دراماتيزه كردن يك داستان، در اين سريال آن را در جايگاهى فراتر از ديگر آثار قرار مىدهد; اما واقعا پرسش بزرگ آن است كه زندگى ما، فضاى ملموس حيات فردى و اجتماعى مردم ايران، مشكلات موجود و كشمكشهاى زنده فردى و اجتماعى دوران ما در كجاى اين سريال جاى دارد. به نظر من تنها مشكل اين سريالها، ساختار و پردازش سطحى نيست; بلكه از نظر موضوع نيز اين آثار سطحى اند. هر چند نسيم رؤياها از ديگر آثار، قواعد نمايش را بهتر رعايت كرده است و بازى صامتى در اين سريال چشمگير است، اما حتى او هم بيش از اندازه و غلو شده، بازى مىكند.
نوعروس
داستان نوعروس، در يك دفترخانه ثبت اسناد مىگذرد. دختر دفتردار، عطيه وكيل است و در اين ساختمان دفتر دارد و مسعود پسر بزرگترش كه دكتر روانشناس است نيز در همين ساختمان مطب دارد. محمود پسر كوچك آقاى كوهسارى (سردفتر و محضردار) با او در همان دفتر ازدواج و طلاق كار مىكند. كارگردان و فيلمنامهنويس براى ايجاد جذابيت، آنقدر داستانهاى فرعى آفريده و فضاى پرازدحام روايى ايجاد كرده است كه تماشاگر را دلزده مىكند. البته مىتوان گفت، داستانهاى فرعى يك خاصيت آموزشى درباره حقوق مرد و زن و مسايل قانونى به سريال داده است; اما به همان ميزان تعدد سوژهها در دفتر وكالت، مطب دكتر و در محضر، امكان تمركز را يكسر بر باد داده است. عشق و عاشقى محمود و داستان انتقام مادر همسر او و بحران حاصل، بيش از اندازه ويژگى الصاقى و سنجاق كردن دارد. من هم مثل بسيارى معتقدم اگر كارگردان به رويدادهاى ازدواج و طلاق دفتر آقاى كوهسارى بسنده مىكرد، بسيار موفقتر بود; اما سؤال مهمتر من آن است كه آيا واقعا سير و سلوك رمضانى در خود اين همه بى حادثه است كه نمىتوان از لابلاى آنها داستانهاى ويژه و جذاب در آورد. من مىانديشم در ماه رمضان، مردم لبنان بسيار سعادتمندتر از ما بودهاند كه فرصت تماشاى سريال مريم مقدس را داشتهاند كه هم خوش ساختتر و هم مناسبتر با ماه مهمانى خدا است. تماشاگر از اين همه پراكندگى و پريشان گويى و اين همه بى ارتباطى سريالها با روح رمضان و روايت آن حق دارد كه سر بخورد.
عروج
شبكه سوم سيما در ماه رمضان سريالى به نام «عروج» پخش كرد. عروج درباره فردى خلافكار است كه تا مىتوانسته كلاهبردارى كرده است. او اكنون در پرتگاه مرگ قرار دارد و با برخورد به يك پيرمرد عارفمآب كليشهاى، تصميم مىگيرد زندگى تازهاى را برگزيند و از خلاف روبرگرداند و توبه كند. عروج شايد از نظر آنكه سوژه توبه و دست كشيدن از خلاف را برگزيده، از ديگر سريالها نزديكتر به ماه رمضان باشد; اما از اين منظر كه سريال يكسر غرق كليشههاى خستهكننده تكرارى است، ذرهاى در ما احساس كنجكاوى و تاثير برنمى انگيزد. البته اگر كليشه خوب پرداختشود، چه بسا تماشاگر را حفظ كند، اما از اين بابت هم عروج چيز دندانگيرى ندارد. سريال نه در پرداختشخصيتها از حد تيپهاى بى روح فراتر رفته و نه در طرح معضل اجتماعى و زمينه بروز خلافهاى بزرگ، حرف شجاعانهاى زده است. سطحىنگرى در طرح بحرانها و آسيب هاى اجتماعى و ناتوانى در شخصيتپردازى، روىهمرفته اين سريالها را در ذهن تماشاگران به آثارى براى وقت گذرانى بدل ساخته است.
همراز
همراز با بازى پورعرب، در شبكه سوم تدارك شد و ١٥ قسمت طول كشيد و سازنده آن يك كارگردان سينما، دستيار مسعود كيميايى و سازنده سياوش و پارتى است. اين سريال از حال و هواى ماه رمضان برخوردار بوده و همان مسئله تحول شخصيت فردى را مدنظر داشته است. سارق بدسابقه، جواهراتى دزديده و در مسجدى پناه گرفته و يك حاجى از او حمايت مىكند و بالاخره طى يك برخورد عاطفى و براى نجات جان انسانى، اين سارق به خود مىآيد و حاضر مىشود از منافع بزرگ مادى بگذرد. ديگر سريال سازان عادت كردهاند با سر هم بندى داستانهاى پيش پا افتاده، خوراكى براى وقت گذرانى روزه داران پس از افطار تهيه كنند. آنان به شعور مخاطبان بشدت توهين مىكنند و مىانديشند هر چه به خورد مردم بدهند، آنها در نمىيابند و آن را مىپذيرند و اگر مردم تحمل مىكنند و يا همچون تماشاگران خسته از تكرار لب فرو مىبندند، اين را به حساب نادانى و عدم توان درك مشكلات يك سريال سرهم بندى شده مىگذارند. به نظر من اين اشتباه بزرگ تلويزيون است. تهيه اين همه سريالهاى پيش پا افتاده و اين همه هزينه را تباه كردن، آيا قابل قبول است؟
پشت كنكورىها
شبكه تهران با پشت كنكورىها، سرگرم كنندهترين و شيرينترين سريال ماه رمضان را تهيه كرد. در اين سريال هم البته به جز سحر خوردن، نشانى از ماه رمضان نيست. در عوض بازىهاى دلچسب رامين ناصرنصير، داودنژاد و ارجمند، يك سناريو جذاب و طنز و حوادث، ما را تا آخر نگاه مىدارد.* * *
ولى پرسش اصلى ما كماكان باقى است. اين سريالها چه ربطى به ماه رمضان داشتهاند؟ پرداختسطحى، موضوع سطحى و نگاه سطحى اين سريالها كجا با زندگى مردم، مسايل بحرانى و پرتوهاى واقعى معنوى ما ارتباط پيدا مىكند؟
آيا واقعا نبايد فكرى جدى در خصوص اين همه ابتذال فكرى شود؟ علت اين همه سقوط چيست؟ آيا تلويزيون در زير سيطره و حكمروايى باندهايى است كه تنها به كسب سود مىانديشند؟ آيا نبايد يك خانه تكانى ريشهاى صورت گيرد؟ آيا نسبتبه دين، مردم، و تربيت و ذهن آنان هيچ گونه مسئوليتى نداريم؟ اين سؤالات را چه كسى بايد پاسخ دهد؟